دست کم چهار صندوق رای در کتابخانه مرکزی شیراز کشف شد.امروز چهارشنبه 10 تیر، در جریان بازدید«محمدرضا رضازاده،استاندار فارس و آیه الله ایمانی،امام جمعه شیراز» و خبرنگاران روزنامه های محلی شیراز از عملیات احداث ساختمان کتابخانه مرکزی شیراز،چهار صندوق رای در ساختمان نیمه کاره کتابخانه کشف شد.
استاندار فارس پس از مواجه شدن خبرنگاران با این صندوق ها از آن ها خواست که به این موضوع در رسانه ها اشاره ای نکنند.او این صندوق ها را جزو «اسناد ملی» اعلام کرد.
ساختمان نیمه کاره کتابخانه مرکزی شیراز که شعبه ای از کتابخانه ملی است در نزدیکی تالار حافظ شیراز(چهار راه حافظیه)قرار دارد.
صندوق های رای در حالی کشف شده اند که بنا بر قوانین انتخابات،پس از پایان شمارش آرا، صندوق ها باید به تهران فرستاده شده باشند.
گویا خیلی خنده دار بوده که رای هایی که مردم با هزار امید رفتن و ریختن تو صندوق سر از ساختمون نیمه کاره درآورده!


به نقل از:
http://nasabonline.blogfa.com/
به یاد روزهای پر از امید و نشاط
تقدیم به همه دوستام
وا ما روز جمعه 22 خرداد روز حماسه ملت .از ساعت 6 و نیم صبح به حوزه رفتیم .در هر حوزه رای گیری 15 نفر نیروی اجرایی حضور داشتند .به ترتیب رییس صندوق معاون صندوق و 3 منشی دو کاربر کامپیوتر و سه ناظر از فرمانداری و وزارت کشور و شورای نگهبان و نیروی امنیتی حفاظتی صندوق و 4 ناظر 4 کاندیدا که بیشتر از همه ناظر آقای موسوی تا آخرین لحظه شمارش آرا حضور داشت.
ازساعت 7 نا8صبح نیروهای ستادی تلاش کردند تا کامپیوتر و خط تلفن و اینترنت را وصل کنند و برنامه رای گیری را از حالت آفلاین به آنلاین درآوردند تا در عین حالی که با استفاده از بارکد خوان بارکد کارت ملی وارد کامپیوتر میشد همزمان به صورت دستی هم در فرمهای رایانه ای کدهای ملی وارد میشد و سپس تعرفه نویسها مشخصات فرد رای دهنده را وارد می کرد و در شناسنامه مهر زده میشد و تعرفه ریاست جمهوری به فرد داده میشد.
صندوقها نخست توسط این اعضا بازدید شد که خالی است و در آن را به ترتیب رییس صندوق و سپس سه ناظر دولتی پلمپ کردند.
آنچه که جالب بود اینکه مردم از 5/7 صبح صف کشیده بودند تا رای خود را به صندوق بیاندازند .از ساعت 8 که کار رای گیری شروع شد تا ساعت 10 برای350 تفر تعرفه صادر شد و رای گیری برای آنان به دوصورت دستی و کامپیوتری صورت می گرفت. مجریان صندوق یک لحظه استراحت نکردند تا بتواتتد این حماسه ملی را سریعنر ثبت کنند و مردم کمتر درصف بمانند.
صف بسیار طولاتی بود و صحته هایی از حضور مردم دیده میشد که هرکس را بسیار متاثر می کرد. نعرفه بیش از 20 نفر را خودم نوشتم که متولد 1305 تا 1311 بودند به زحمت راه می رفتند و من شرمنده از این همه انتظار آتها در این صف طولانی. مردی نشسته بر ویلچر که ظاهرا سکته کرده بود و به زحمت صحبت می کرد پسرش او را همراهی می کرد. خارج از صف او را پذیرفتم و برایش تعرفه ریاست جمهوری را صادر کردم پسرش میخواست برایش رای را بنویسد اما اوقبول نکرد و با دستان خودش رایش
را نوشت.
اما اتفاقات قابل نوجهی که افتاد :ساعت 10 خبر دادند که صفها بسیار طولانی است صف حسینیه ارشاد به یک کیلومتر رسیده فورا از وزارت کشور دستور رسید که رای گیری کامپیوتری را جمع کنید برخی از اعضا اجرایی مخالف بودند و می گفتند این دقیقترین راه جمع آوری آراست و تا ساعت10 و نیم علیرغم مخالفت ناظرین به رای گیری کامپیوتری ادامه دادیم .ناظر شورای تگهبان آمد و با دستور گفت همین حالا به ما دستور رسیده رای گیری کامپیوتری را جمع کنید .گفنیم بگویید این تنها راه چک کردن دقیق تعداد تعرفه ها با تعداد آرا است .بدون توجه به اصرار کاربران دستگاه کامپیوتر جمع آوری شد. و رای گیری به صورت دستی ادامه داشت ساعت 12 شب حوزه بسته شد و شمارش آرا توسط اعضا اجرایی صورت گرفت.
ایتجا حوزه ای بود که هیچگاه بیش از 1200 رای نداشته است اما امروز3237 رای به صتدوق ریخته شده بود و رایی که برای انتخابات خبرگان ریخته شده بود تنها 660 رای بود که 145 نا باطله داشت و255 رای به آقای علوی و 230 رای آقای تسخیری
اما آرای ریاست جمهوری در این حوزه که شامل دو صندوق میشد رویهم از مجموع 3237 رای ماخوذه 2605 رای به میر حسین موسوی 443 رای احمدی نژاد 100رای کروبی و63 رای رضایی بود و 26 رای باطله بود .
پس از نوشتن 7 نسخه صورتجلسه که به ترتیب یکی در صندوق انداخته میشد و 2 تا به هیئت اجرایی وزارت کشور مستقر در ستاد اصلی باید تحویل داده میشد و به رییس صندوق و ناظر شورای نگهبان و تاظر فرمانداری هم هرکدام یک نسخه از فرم 22 تحویل
داده شد که همه این صورتجلسه ها باید به امضای تمامی اعضای اجرایی و ناظر بر صندوق می رسید.رای شمارش شده به صورت بسته های 100 نایی دسته یندی شد و با تعرفه های باقیمانده و خالی و مهرهای شورای نگهبان و نظارت و ریاست جمهوری همه
باید در صندوق گذاشته و مجددا بوسیله رییس صندق و ناظرین پلمب میشد و شماره پلمبها هم در صورتجلسه فرم 22 قید میشد .
ناظر وزارت کشور پس از پایان شمارش از کاربران خواست تا فرم 22 را به صورت اینترنتی وارد سایت وزارت کشور کنند که علیرغم تلاش کاربران به علت شلوغی خطوط اینترنت تا ساعت 2صبح 23خرداد نتوانستیم فرم 22 را وارد سایت وزارت کشور
کنیم.به علت خستگی اعضا اجرایی که 14 ساعت تلاش بی وقفه برای ثبت آرا کرده بودند ساعت 2و نیم صبح کلیه اعضا اجرایی و ناظرین به همراه صندوقها به سایت منطقه واقع در آموزش پرورش رفتیم که صتدوقها را تحویل دهیم.
نکات جالب در این رای گیری این است که یکی از اعضا اجرایی که طرفدار و حامیان منطقه 17احمدی نژاد بود و ازحضور گسترده مردم شکست خود را پیش بینی میکرد و میگفت خوبه هر وقت مردم لج می کنند حضورشون گسترده تر میشه .ساعت 12و نیم با موبایل به او خبر دادند که آرا شمارش شده و از 33 میلیون رای 22 میلون احمدی نژاد رای آورده . از تعجب خشکمان زد گفتیم هیچ صندوقی هتوز شمارش آرا تموم نشده مگه میشه ؟
با تماس به دوستان اجرایی در صندوقهای دیگر این خبرها را تا ساعت 3 صبح دریافت کردم. سلسبیل در تهران از حدود 5 هزار رای 4هزار موسوی حصارک کرج از 1800 رای 1400 موسوی از صندوقی در تازی آباد از حدود 4هزار رای احمدی نژاد دو برابر بیش از موسوی رای داشته در یک منطقه محروم خرمشهر از 800 رای 600 احمدی تژاد و 150 موسوی از حوزه ای در شهرک ولیعصر شیراز از 1700 رای 1040رای احمدی نژاد و 650رای موسوی .جالب این بود که هیچکدام به اینترنت وصل نشده بودند و هیچکدام زودتر از ساعت 3 صبح شنبه صندوقها را تحویل نداده بودند .در صورتیکه تلویزیون از ساعت 1بامداد ارقام 10 میلیونی را اطلاع رسانی می کرد.
اما آنچه که در ساعت 11 صبح یکشنبه24 خرداد در آموزش پرورش یکی از مناطق تهران مشاهده کردم مرا از چگونگی این آمار ساختگی آگاه و راز این تقلب را برایم برملا ساخت . ساعت 10 و نیم صبح یکشنبه 24 خرداد بناگاه چند سرباز امدند و در آموزش
پرورش را بستند گفنم چه خبر شده جواب ندادند دیدم وانتی را آوردند و در کنار سالن بزرگ آموزش پرورش قرار دادند درون سالن را که نگاه کردم از تعجب خشکم زد نمام صندوقهایی را که ما 2و نیم بامداد شنبه در اینجا تحویل داده بودیم و قرار بود به وزارت کشور برده شود همانجا بود پلمب شده و دست نخورده یعنی اصلا باز نشده بود .سربازه گفت داریم رایها را می بریم. آشفته به ساختمان وارد شدم مسئول ستاد انتخابات را دیدم گفننم خسته نباشید این سربازها دارن تازه امروز صندوقهای رای را می برند مگر قرار نبود این صندوقها به وزارت کشور برده و رایها جمع آوری شود. گفت نه نیاز نبود همون فرم 22 که کامپیوتری وارد کردید برای وزارت کشور کافیست و دیگر نیازی به باز کردن صندوقها نیست . گفنم پس این رایها را میخواهند چکار کتند گفت دپو کنند گفتم دپو؟ گفت نه برای 6 ماه رایها در جایی برده و محافظت می شود.
احساس سرخوردگی شرمندگی از ملتی که 14ساعت سرپاایستاده بودند و خودم که واقعا سرکار بودم وقتی قرار نبود حتی زحمت بازکردن صندوقها را به خود دهید و از برگه های رای وحشت داشتید چه زیبا بود که از همون اول می گفتید انتخاباتی برگزار نمی
کنیم ودیگر نیازی به ارائه آمار دروغ نبود جالب است وزارت کشور حتی جرات تقلب و دستکاری در آرای مردم را نیز نداشت و از دیدن صفوف رای گیران و نتایج وحشت داشت.
چند روز اخیر بحث تقلب در انتخابات بالا گرفته است، شاید که این تصاویر به کمک شورای محترم نگهبان برای بررسی دقیق آرا مردم بیایند.

تصویر شماره یک، رایی است که ثانیه ای پس از عکسبرداری به داخل صندوق ریخته شده است. صرفنظر از خطی که شعبه اخذ رای بر روی آن کشیده است، اما مابقی علائم درست نشان داده می شوند.
اما تصویر زیر نیز که برای انتخاب ارسال شده، تصویر رایی است که احتمالا یکی دو روز پس از اخذ رای از آن گرفته شده است!
تصویر بالا اما شاید یا پس از شمارش برداشته شده، یا اساسا به صندوق ریخته نشده و یا... اینکه برگه رای در اخیتار شخصی حقوقی قرار دارد و هم چین و چروک آن که قابل توجه است.
اما فرستنده این برگه رای مدعی است؛ "حداقل پنج تا از راي های شما اينجا پيش ماست. از كنار جاده دماوند برداشتيم ، تعدادشون زياد بود و كارگرايي كه مي رفتن سر كار اونها رو غارت كردن. فكر كنم هزار تا بودن و هر كسي بيست تا بيست تا برميداشت که پنج تاش به ما رسيد. توجه كنيد كه برگه ها تا داشت و معلوم بود كه وارد صندوق شدن. ضمن اينكه چه اينا سفيد بوده باشند و من خودم پرشون كرده باشم چه تو صندوق انداخته شده باشن همين كه پيش من هستن يعني تقلب."
با سلام به آقای مهربانیها و زیباییها
تنها آمده ام درد دلی با شما بگویم و دگر هیچ نگویم
حدود 30 سال پیش بود که فرزندان دلیر این آب و خاک برای آزادی میهنشان از چنگال زور و استبداد ایستادگی کردند و خیالشان این بود که با حکومت اسلام در این مرز بوم همگی می توانند آزاد و برابر در کنار یکدیگر زندگی کنند و دست به دست هم دهند و کشور عزیزمان ایران را بسازند، اما چه زود همه چیز پایان یافت و نه تنها اسلام به سلاخ خانه زور و تزویر برده شد که ایران عزیزمان هم در دست استبداد اسیر شده است، مردم همه آمدند تا کشور را نجات دهند اما افسوس که عاشقان قدرت همه برگه های رای را که با عشق و با سلام و صلوات جمع شده بود و به صندوقها ریخته شده بود را زیر چکمه های قدرت طلبی خود له کردند و ملت قهرمان ایران را به هیچ انگاشتند. و رئیس جمهور منتخب مردم داد خود را به هر جا برد همه ساکت ماندند و نظاره کردند و خود هم در این همه زشتی شریک شدند.
آقای من می دانم که میبینی اشکهایم را که به پهنای صورتم می بارد و داغی بر دلم است به اندازه تک تک عزیزانی است که جان عزیزشان را برای آزادی این مرز و بوم گذاشته اند و اینک از شعار های رهبر عزیز انقلاب چه بر جا مانده است؟ آزادی که به تاراج رفت و جوانانی که دیروز زیر ضربات مهلک نفرت و بی دینی فریاد آزادگی سر دادند و امروز اغتشاش گر خواندنشان؟مگر آنها خواسته زیادی داشتند؟ از جمهوریت هم که دیگر حتی ذره ای باقی نمانده و اسلامیت هم که تا اطلاع ثانوی فدای قدرت طلبی شده است و از این دین با کرامت و بزرک جز شعارهای پوچ و تو خالی هیچ چیز باقی نمانده است، به همگان تهمت می زنیم و به راحتی آب خوردن دروغ می گوییم و مردم را فریب می دهیم و ادعای مسلمانیمان گوش فلک را کر کرده است، همه چیز بازیچه ای شده است برای به دست آوردن قدرت در چند صباحی حتی نام زیبای شما آقای عزیزم.
حال ای خلیفه خداوند بر روی زمین من داد خود و همه ملت ایران و رئیس جمهور عزیزم آقای موسوی که از خاندان پاک شما نیز هست را پیش شما می آورم و شما را تنها قاضی عادلی می دانم که می توان دادخواهی این مردم را به خدمت او برد. آقای مهربانم از شما تقاضای یاری دارم تا بتوانیم در مقابل منافقینی که تنها لباس پاره ای از اسلام به تن دارند بایستیم و از همه زیباییهای عالم و از همه عشق های عالم از جمله عشق به دین خدا و رسول پاکش و عشق به شما که آخرین بهانه آفرینش و دوام آسمانها و زمینی و عشق به آب و خاکی که هدیه خداوند به این ملت است با جان خود تا آخرین نفس دفاع کنیم.
به گزارش خبرنگار «آینده»، ایشان در مسافرت به ژنو دو طبقه از هتلی را گرفت که به گفته دیپلماتهای ایرانی مقیم اروپا، فقط ملک عبدلله و مرحوم شیخ زاید در آن اقامت می کردند. قیمت این هتل گرانتر یا برابر با هتل الخلیج امارات است.


Giovanniworldدر گزارشی درباره حضور احمدینژاد در هتل اینترکانتینانتال مینویسد: یکی از افرادی که در هتل اینترکانتینانتال در زمان اجلاس دوربان در ژنو اقامت داشت، خاطرات خود را از دیدار با رئیسجمهور ایران چنین تعریف میکند.
این یک اتفاق ناگهانی بود، زیرا تنها در چند لحظه مأموران امنیتی از ما خواستند که دوربینها و تلفنهای همراه را خاموش کنیم و در جیبهایمان بگذاریم و هیچکس حق عکاسی نداشت و به ما هشدار دادند که این اقدام در صورت مشاهده حکم سلاح را دارد. بعد از چند لحظه جمعیت شاهد حضور رئیسجمهور ایران شدند، همچنین متوجه شدم که او در همین هتل اقامت دارد.

بنابر گزارش دویچهوله، رئیسجمهور سوئیس یک شب قبل از شروع اجلاس دوربان، احمدینژاد را در هنگام شام در هتل اینترکانتینانتال ملاقات کرده بود که البته طی درخواست هانسمرتز، رئیسجمهور سوئیس، عکاسان از دست دادن این دو نفر عکاسی نکردند ولی ملاقات در این هتل، سروصداهای زیادی هنگام برگزاری این اجلاس در طی اظهارات رئیسجمهور ایران ایجاد کرد.

دیدار با مرتز در شب 19 آوریل


مصاحبه در روز 20 آوریل در هتل اینترکانتینانتال
شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در اردیبهشت ماه 1388
به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ، خلاصه نتایج به دست آمده از شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران براساس سال پایه 100= 1383 (359 قلم کالا و خدمت) در اردیبهشت ماه 1388 به شرح ذیل است :
شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در اردیبهشت ماه 1388 نسبت به ماه قبل 2/1 درصد افزایش یافت.
در مقایسه با ماه مشابه سال قبل ، رشد شاخص مذکور در اردیبهشت ماه به 0/15 درصد رسید که نشان دهنده ادامه روند کاهشی می باشد. یادآور می گردد که در مهرماه 1387 نرخ رشد شاخص مذکور 5/29 درصد بوده که تا اردیبهشت ماه 1388 ، معادل 5/14 واحد درصد از رشد شاخص قیمت کاسته شده است.
نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1388 نسبت به دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1387 معادل 6/23 درصد می باشد .
لازم به توضیح است که نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به فروردین ماه 1388 نسبت به دوازده ماه منتهی به فروردین ماه 1387 معادل 5/24 درصد بود که نشان دهنده ادامه آهنگ کاهش رشد نرخ تورم در اردیبهشت ماه می باشد.
http://www.cbi.ir/showitem/6237.aspx
محمود احمد نژاد دوره کارشناسی خود را در دانشگاه علم و صنعت در رشته مهندسی عمران در سال 1354 آغدز کرد و پس از 11 سال در سال 1365 در "همان دانشگاه" در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شد.
وی سه سال بعد فارغ التحصیل شده، بلافاصله در "همان دانشگاه" بعنوان عضو هیأت علمی (مربی) استخدام شد. سه سال تحصیل وی در مقطع کارشناسی ارشد همزمان با جنگ تحمیلی بود و او در طول تحصیل خود در منطقه غرب کشور در سپاه فعالیت میکرد و از جمله مسئول مهندسی-رزمی لشکر 6 ویژه سپاه و مسئول ستاد جنگ استان آذربایجان غربی بود. بعلاوه، در در دهه 60 به مدت 4 سال معاون فرماندار و فرماندار در شهرهای خوی و ماکو و 2 سال مشاور استاندار کردستان بوده است.
مشخص نیست وی چه مدت از تحصیل کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه علم و صنعت واقعاً حضور داشته است. در عین حال وی هشت سال پس از استخدام در دانشگاه علم و صنعت (یعنی در سال 1376) مدرک دکترای خود را از "همان دانشگاه" دریافت نمود در حالی که از سال 72 تا 76 همزمان هم دانشجوی دکترا، هم استاندار اردبیل (آن هم استاندار نمونه هاشمي) و هم مشاور فرهنگی وزیر فرهنگ و آموزش عالی بوده است.
گفته میشود که جلسه دفاع پایان نامه دکترای وی به صورت صوری برگزار شده، با یک صلوات ختم شد و به همین خاطر دکترای وی را میتوان "دکترای صلواتی" نام گذاشت. استاد راهنمای ایشان آقای دکتر بهبهانی (وزیر فعلی راه و ترابری) بود.
جالب اینکه، در حالی که وی پس از دکترای خود نیز دو سال شهردار تهران و 4 سال رئیس جمهور بوده است به ادعای خود دهها طرح پژوهشی و پایان نامه های تحصیلات تکمیلی را سرپرستی نموده است در حالی که حتی یک مقاله ISI از کارهای ایشان منتشر نشده است. لازم به ذکر است که از بدو ورود به دانشگاه تا دریافت مدرک دکترای احمدی نژاد 22 سال زمان سپری شد. شاید بی دلیل نباشد که وی در جریان رسوائی کردان اعلام کرد که مدرک تحصیلی دانشگاهی ورق پاره ای بیش نیست.



صديقه باصري بانوي خانهدار بابلي كه در فيلم انتخاباتي مهندس موسوي به بيان درد و دلهاي مادران خانهدار پرداخت در گفت وگو با خبرنگار ايلنا افزود : در مناظره شب گذشته موسوي و احمدينژاد بار ديگر احمدينژاد ضمن اتهام به بنده به عنوان هنرپيشه به حرمت تمام مادرهاي خانهدار بيحرمتي كرد.
وي افزود: بنده در زمان سفر آقاي مهندس موسوي به بابل با مشقت فراوان خود را به او رسانده و درد و دلهاي خود را با ايشان در ميان گذاشتم.
باصري تصريح كرد: بنده از آينده فرزندان خود بيمناك هستم و پسرم به دليل اعتياد خانمانسوز كه از جانب مسوولين هيچگونه اقدامي براي جلوگيري از شيوع مواد مخدر نميشود به ميرحسين موسوي گلايه كردم.
